یا رب ز شراب عشق سرمستم کن
و ز عشق خود نیست کن و هستم کن
از هر چه ز عشق خود تهی دستم کن
یکباره به عشق خود پا بستم کن
یا رب ز شراب عشق سرمستم کن
و ز عشق خود نیست کن و هستم کن
از هر چه ز عشق خود تهی دستم کن
یکباره به عشق خود پا بستم کن
بر این دل ناتوان من رحمت کن
در سینه ی دردمند من راحت نه
بر دیده ی اشکبار من رحمت کن
بر درد گنه هزار فریاد کنم
از ترس گناه خود شوم غمگین باز
از رحمت او خاطر خود شاد کنمیا رب ز ره راست نشانی خواهم
از باده ی آب و خاک جانی خواهم
از نعمت خود چو بهره مندم کردی
در شکر گزاریت زبانی خواهم
الهی ادای شکر تو را هیچ کس نیست و دریای فضل تو را هیچ کران نیست و سر حقیقت تو بر هیچ کس عیان نیست،هدایت کن بر ما رهی که بهتر از آن نیست .
الهی از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی .
الهی آنچه ما خود کشتیم به بر میار و آنچه تو ما را کشتی آفت ما از آن بازدار .
الهی ای دور نظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر،ای دلیل هر برگشته،و ای راهنمای هر سرگشته،ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده ی هر آواره،ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده،دست ما گیر ای بخشنده ی بخشاینده .